شاید اگر قائمشهری یا ساروی بودم الان سرمربی لیگ یک بودم
سرمربی سخت گیر در زمین فوتبال و دلسوز در بیرون زمین کسی که به گفته خودش تمام زندگی خود را فوتبال میداند با برد زندگی میکند.و یک جمله معروف از خودش که وقتی مسابقه را میبرد تمام دنیا مال اونه و وقتی به قول خودش میبازد احساس میکند یک وجب هم مال او نیست.تو تعطیلات نوروز که تمرینات تیم نیما تعطیل میباشد محمد آقا بیشتر مشغول استراحت و خواب میباشد و کمتر در محافل عمومی ظاهر میشود و وقتی دلیلشو میپرسم میگه اینها خستگی هفت ماه تلاش و پشتکار فراوان است تا بتونیم صعود کنیم به پلی اف لیگ دو،من عادت دارم همیشه پایان مسابقات استراحت کنم و خوابم زیاد میشه.....
عصر روز دوم فروردین طبق قرار قبلی به فروشگاه محمدآقا رفتیم و ساعاتی با او در مورد فوتبال صحبت کردیم و یک مصاحبه توپ به درخواست کاربران و بازدیدگنندگان سایت شخصی او......
محل تولد
من اصلیتم از شهر امیرکلا و محله شهاب الدین کلا است و با خانواده پدری خود زندگی میکنم و محل دوم زندگی من هم شهرک فرهنگیان بابلسر است.
مدرسه و دانشگاه محل تحصیل
دوران ابتدایی دبستان شفاعت امیرکلا بودم و دوره راهنمایی مدرسه علامه بابل تو میدان باغ فردوس بودیم و دبیرستان هم آیت اله غفاری بودم.دانشگاه هم تهران بودم و فارق التحصیل کارشناسی مدیریت بازرگانی هستم.
تیمهای دوران بازیگری
فوتبال تو زمینهای خاکی و آموزشگاها آغاز کردم و اولین تیم باشگاهی من همای امیرکلا بود و از اونجا به تیم منتخب شهرستانمون دعوت شدم و زیر نظر حسن حسن تبار مربی خوبمان کار میکردم و بعد از آن هم در تیم پیام که بهترین تیم شهرمون بود بازی میکردم تیم بعدی من اکباتان بود و وقت خدمت سربازی فرا رسید که در تیم نظامی صنایع دفاع تهران بازی میکردم پارگی مینسک مجبور به عمل جراحی زانو شدم و بعد از طی دوران نقاهت و شروع دوباره تمرینات پس از یکسال در حین تمرین در تیم منتخب دانشجویان کشور دچار پارگی رباط همان پای که عمل کردم شدم و پس از عمل جراحی به توصیه پزشک معالج در حین جوانی دوران بازیگری را کنار گذاشتم.
چطور شد به عرصه مربیگری روی آوردی؟
در سال هفتاد و نه دبیر هیئت فوتبال شهر امیرکلا شدم که بعد از چند ماه یک نامه از منطقه به هیئت فوتبال رسیده بود که از ما خواسته بودند تیم منتخب جوانان شهرما در مسابقات قهرمانی منطقه شرکت کنه که رئیس هیئت فوتبال آقای سید جعفر صالحی از من خواستند که سرمربی اون تیم شوم که ناخواسته قبول کردم کار سختی بود اما سعی کردم بهترین تیم را آماده مسابقات کنم اون تیم قهرمان منطقه سه شد رفت تو استان هم قهرمان شد و به نام شهرداری امیرکلا به لیگ دسته اول جوانان مازندران رفت و با قهرمانی در اون سال به لیگ برتر جوانان استان و در لیگ برتر هم در همان سال قهرمان شد و در سال 81 به زیرگروه لیگ جوانان کشور رفت.همه این اتفاقات در طول پانزده ماه افتاد اون موقع بازیهای استانی یک جوری برگزار میشد که یک تیم میتونست ظرف یکسال به لیگ کشور را پیدا بکنه.
و حضور در لیگ کشور
سال هشتاد و یک بود که تیم ما شهرداری امیرکلا به استان سمنان شهر شاهرود رفت تا در مسابقات زیزگروه جوانان کشور شرکت کنه که تجربه اول ما بود و تو اون مسابقات قهرمان شدیم و رفتیم مرحله بعد که باز هم قهرمان شدیم رفتیم جمع هشت تیم برتر جوانان کشور شهرداری امیرکلا،ذوب آهن اصفهان، استقلال اهواز و صبا باطری تهران در یک گروه بودیم که تیم قهرمان میرفت فینال جوانان کشور که با یک امتیاز کمتر از استقلال اهواز قهرمان آن دوره رفتیم سوم ایران شدیم.
و موضوع جالب
اینکه کارت مربیگری نداشتم و اون موقع حتی یک روز هم تو کلاس مربیگری شرکت نکرده بودم.همه اول به کلاسهای مربیگری میروند بعد به آنها تیم میدهند ما اول تیم گرفتیم تو کشور سوم شدیم بعد رفتیم تو کلاسهای مربیگری شرکت کردیم.
و موضوع جالب تر
اون موقع یادم میاد تیمهای مازندرانی تو فوتبال پایه تو کشور زیاد خوب نبودند و نتیجه نمیگرفتند و بنده اولین مربی مازنی تو دهه هشتاد بودم که با تیم شهرداری امیرکلا تو نیمه نهایی رسیدم.اون هم بدون کارت مربیگری،و به نوعی آغازگر فصلی تازه تو فوتبال کشور برای تیمهایی پایه مازندرانی.
و بعد
با تیم جوانان شهرداری امیرکلا تو رده سنی امید تو استان شرکت کردیم و با تیمهای که از لحاظ سنی چند سال از ما بزرگتر بودند بازی میکردیم و براحتی در چند مرحله قهرمان شدیم و به لیگ برتر استان مازندران رسیدیم و در اون بازیها آنقدر خوب عمل کردیم که یادم میاد چهار هفته مانده به پایان مسابقات با نساجی مازندران تو امیرکلا بازی داشتیم که آقای شفاهی مسئول برگزاری بازیها با جام قهرمانی اومد زمین امیرکلا و ما هم سه بر صفر نساجی قائمشهر را شکست دادیم و قهرمان شدیم.
بازیهای امیدهای کشور چطور بود
با تیم شهرداری امیرکلا همزمان با مسابقات جوانان کشور در امیدها هم بازی میکردیم،باور کنید تو هر مسابقاتی که میرفتیم یا اول میشدیم یا دوم و صعود میکردیم و بعدها مسابقات پایه به صورت لیگ شد و ما تو یه شهر کوچک دو تیم تو لیگ برتر جوانان و امیدهای کشور داشتیم و هفته ای دو بازی تو امیرکلا برگزار میشد،امیرکلا قطب اول فوتبال کشور بود و ما هم همزمان سرمربی تیم جوانان و امیدهای شهرمان بودیم و بهترین بازیکنان آن زمان پایه استان در تیم امیرکلا بازی میکردند.
چند سال سرمربی شهرداری امیرکلا بودید
هفت سال همزمان سرمربی تیم جوانان و امیدهای شهرداری امیرکلا بودم و در تمامی اون سالها آنقدر خوب نتیجه گرفتیم که همیشه مدعی قهرمانی بودیم.
چی شد از شهرداری امیرکلا جدا شدید؟
سال هشتاد و شش بود با تیم شهرداری امیرکلا تو مسابقات المپیاد استانی قهرمان شدیم قرار بود تیم منتخب مازندران در مسابقات کشوری شرکت کنه چون زمان کم بود مهندس بهروان از من خواستند که مربیگری اون تیم را به عهده بگیرم و به ما اختیار تام داده بودند که از هر بازیکن مازندرانی که در تیمهای مختلف کشور بازی میکنند استفاده کنم و ما با یک تیم جوان و یکدست تو اولین دوره مسابقات المپیاد کشوری شرکت کردیم و تو مرحله اول شگفتی ساز شدیم و قهرمان شدیم رفتیم مرحله بعد که قرعه کشی شد افتادیم با تیم حراسان که از شانس بعد ما تک بازی بود و تیم خراسان میزبان شد که تیم خراسان را در استادیوم تختی مشهد شکست دادیم تیم خراسان بازیکنان خوبی مثل خداداد عزیزی داشت و سرمربی اون تیم هم هادی برگیذر بود هیچکس فکر نمیکرد بتونیم اونها را تو مشهد شکست دهیم،همون موقع رفته بودم کلاس مربیگری B یکماه تو کلاس مربیگری بودم اومدم شمال رفتم تربیت بدنی آقای چعفر صالحی رئیس هیئت فوتبال دیدم ناراحته پرسیدم چیه گفت همین الان یک نامه اومد از شهرداری که امضاء محسن قائمی عضو شورای شهر امیرکلا زیرش بود که حکم اخراج من را زده بودند.
و بعد
هیچی خدا پدر و مادر آقا محسن قائمی عضو شورای شهر و مدیر باشگاه شهرداری امیرکلا را بیامرزد که حکم اخراج ما را زد اون اخراج باعث شد ما تو فوتبال پیشرفت کنیم بریم تیمهای دیگر و به نون و نوایی برسیم اما قائمی فوتبال امیرکلا را نابود کرد و از اون موقع تا به حال فقط اسمی از فوتبال امیرکلا موند و آقا قائمی هم دیگه انتخابات نشد ببینیم اون حکم چقدر تو میزان رای او تاثیر داره......
و فوتبال شهرتون امیرکلا
آقا محسن قائمی برادر زاده خود را آورد و جعفر صالحی رئیس هیئت فوتبال را اخراج کرد و برادر زاده شد رئیس هیئت فوتبال امیرکلا،ما هم فقط شکست های فوتبال امیرکلا را در اون چند سال داریم میبینیم.
اتفاق جالب
وقتی از امیرکلا اخراج شدم بعد چند روز آقای مهندس رجبی فرماندار فعلی ساری که مدیر عامل وقت تیم حشنوش ساری بود و با تیم شهرداری امیرکلا در لیگ برتر امیدهای کشور همگروه بود تماس گرفتند و ترتیب جلسه را دادند و با من صحبت کردند شدیم سرمربی اون تیم و قرعه کشی شد درست تو اولین بازی لیگ افتادیم با تیم شهرداری امیرکلا که میزبان امیرکلا بود و بعد از چند سال مربیگری باید دوباره تو همون نیمکت مینشستم و مربیگری میکردم.
نتیجه چی شد
همون روز که تو ساری قرارداد بسته بودم اومده بودم بانک سپه امیرکلا چک پیش قرارداد اول را نقد کنم آقای قائمی را تو بانک دیدم فکر میکرد دیگه کسی به من تیم نمیده و به من گفت حالا کاری هست که شده تو هم برگرد بیا تو تیم و کمک مربی فلانی شو بعد من انگشت خودم را به اون نشون دادم که رنگ آبی بود گفتم من امروز با تیم ساری بستم انشااله روز بازی در خدمت شما هستم.اومدیم تو امیرکلا روز بازی آخ چه تماشاگری اومده بود رفتم رو نیمکت با بازیکنان صحبت کردم گفتم امروز حتما باید بازی را ببریم با گل قشنگ محمد تقیپور امیرکلا را بردیم و تماشاگران یادش بخیر خیلی به آقای قائمی پس از باخت فحاشی کردند.ما تو اون مسابقات اول شدیم صعود کردیم و شهرداری امیرکلا هم آخر شد و سقوط کرد رفت یه رده پائینتر.
حرف آخر از شهرداری امیرکلا
جا دارد از همین جا از مدیر با معرفت آن تیم حاج رضا سلیمانی و شهردار فوتبالدوست مهندس بهروز رنجبر و رئیس هیئت فوتبال و عضو هیئت مدیره اون تیم سیدجعفر صالحی و دکتر محمود پورنصراله و حاج حسین قریشی عضو هیئت مدیره تیم فوتبال شهرداری امیرکلا به خاطر تلاشهای فراوانی که برای آن تیم میکردند تشکر و قدردانی نمائیم.
و و و و
مردم خوب امیرکلا و تماشاگران خونگرم شهر امیرکلا هر جا باشم همیشه بیادتون هستم و بخشی مهم از زندگیم هستید.
از یکسال مربیگری تو ساری بگو
کار تو ساری خیلی لذت بخش بود از روز اول با بازیکنان صحبت کردیم که قهرمان شویم و الحق بازیکنان سنگ تمام گذاشتند تیمهای قدری را بردیم تو نیمه نهایی اگه کمی از لحاظ مالی تامین میشدیم و مشکلات مالی تیم حل میشد براحتی قهرمان میشدیم.کار کردن با مهندس رجبی و بازیکنان با معرفت ساروی خیلی لذت بخش بود جا داره از همشون تشکر کنم.همچنین از حمزه تنگل مربی خوب ساروی که اون سال به همراه اسماعیل شعبانی سرپرست تیم ما را کمک میکردند.اون سال تیم ما خیلی خوب بازی میکرد و تماشاگران ساروی را با فوتبال آشتی داد و تماشاگران زیادی برای بازیهای ما به استادیوم متقی میامدند.
و تیم بعدی پیام شهدای کلارآباد
اولین سال مربیگری من تو رده بزرگسالان کشور بود تو لیگ دسته دوم بزرگسالان
کشور بودیم یک تیم جوان بستیم بیشتر بازیکنان تیم سن امید بودند وقت کمی
داشتیم اما آنقدر خوب کار کردیم که تو نیم فصل دوم شدیم و تو جام حذفی هم
چهار بازی را پشت سر هم بردیم تنها تیم لیگ دویی بودیم که تو جام حذفی
رسیدیم به لیگ برتریها.
و ادامه کار
تجربه اول من تو لیگ بزرگسالان کشور بود تیمها همه تو نیم فصل دوم روی تیم
ما زوم کردند و مافیای فوتبال ما را گرفتار کرد همه کار کردند از خریدن
بازیکنان ما تا داور را دیدن تا بر علیه ما سوت بزنند به داور میگفتند به
نفع فلان تیم سوت بزن تو را این هفته تو فلان روزنامه داور هفته میکنیم و
مهمتر از همه فشاری
که به مدیر عامل تیم میاوردند که ما را اخراج کند و بیچاره آقای نیکو
کلاری مدیر عامل تیم که میگفت اینها بهترین نتیجه را گرفتند چرا باید من
اونها را اخراج کنم.
من مطمئن هستم پشت پرده تک باخت حانگی ما به تیم استقلال جنوب تهران تو
کلارآباد مسائل غیر فوتبالی بود تا ما را از قهرمانی دور کنند.و نتیجه آن
بازی با نامردی رقم خورد و پشت پرده اون نامردی شخضی بود بنام .....(به موقع اسمش را میگم)
اون شخص هنوز هم تو فوتبال پایتخت هست و کارش اینه که به موقع یه پولی از
مدیران باشگاه ها میگیره و بیشترشو به جیب میزنه و با بخش از اون پول تو
بازیهای حساس آخر فصل سه چهارتا از بازیکنان تیم مقابل را میخره و نتایج
غیر طبیعی را رقم میزنه.
و گرنه هنوز هم دارم میگم اگه هم چیز به صورت طبیعی پیش میرفت ما اون سال میرفتیم لیگ یک.
بیشتر توضیع بده
نیمشه فعلا باید سکوت کنم این مافیا ول نمیکنه امسال هم همون آقا و دار و
دسته اش تلاش زیادی کرد تا ما را از صعود باز دارند ولی من حواسم خیلی جمع
بود و اوضاع را زیر نظر داشتم تا همه چیز به خوبی تمام شد و صعود کردیم.
کلارآباد بخش مهمی از زندگی من بود حاجی نیکو کلاری واقعا یک مرد کامل و
دوستداشتنی بود مدیر عامل محترم باشگاه پیام شهدای کلارآباد.و در کنار او
برادران بزرگوارش که واقعا خاطرات خوبی را برایم رقم زدند.بازیکنان ما
قرارداد مالی کمی داشتند فقط برای پیشرفت بازی میکردند.فشردگی بازیهای ما
با توجه به اینکه در جام حذفی هم بازی میکردیم فشار بازیها تو کار تیم ما
تاثیر گذاشت والا هیچ چیز نمیتوانست جلودار ما باشد.
و پیام بابل
وقتی اومدم تو بابل مربیگری کنم مربی وقت تیم ملی افشن قطبی بود یکی از
دوستان نزدیکم به من میگفت مربیگری تو بابل از مربیگری تو تیم ملی هم سخت
تر است و کار تو از افشین قطبی هم سخت تر.من میخندیدم و میگفتم وقتی قهرمان
شدیم بهت میگم.... ولی اون دوست راست میگفت هر روز یک ماجرای عجیب و غریب
در جریان بود یک مثال میزنم :
یک سری از مسئولین فوتبالی شهر تو خیابون با چوب وایستاده بودند و میزاشتند تو چرخ حرکت تیم.
ما بهترین تیم را آماده مسابقات کردیم و براحتی هم میتونستیم صعود کنیم
تماشاگر دو آتشه هم داشتیم خوب هم نتیجه گرفتیم اما یک سری از افراد دوست
نداشتند تیم صعود کنه و چوب لای چرخ میزاشتند اونها تو عدم صعود در روز
پایانی خیلی تاثیر داشتند البته بازی با بجنورد هم که انجام نشد و سه بر
صفر به نفع تیم بجنورد اعلام شد باعث عدم صعود ما شد.
و سال بعد
تو نیم فصل یازده امتیاز از گیتی پسند اصفهان جلو بودیم روز آخر یک امتیاز
کم آوردیم و صعود نکردیم اما تیم گیتی پسند اصفهان به راحتی رفت لیگ
دو.علتش معلومه هنوز هم میتونید بروید تو سایت پیام بابل و اون روزها را
مرور کنید خیلی ما را واسه زمین تمرین و خیلی چیزهای دیگه اذیت کردند روز
آخر تو بازی حساس یک سری آدمهای که فوتبال بابل را نابود کردند وسط بازی با
آقای حمید کاظمی مدیر عامل تیم درگیر شدند و میخواستند اون را از زمین
بازی بیرون کنند که باعث درگیری شدند و تمرکز تیم را بهم زدند با صراحت
میگوئیم همه اون کاره برنامه ریزی بود تا ما را از قهرمانی دور کنند.
آنها کارشون را بلد بودند و با برنامه ریزی به ما فشار میاوردند تا ما
تمرکز خود را از دست دهیم شما بروید از بازیکنان بپرسید ما قبل از بازی
حساس با تیم گیتی پسند اصفهان تو هشت روز فقط یک جلسه تمرین کردیم حتی
باشگاه گیتی پسند هم فهمیده بودند و تو سایتشون مطلبی بابت همین موضوع
زدند،تا روحیه ما را تضغیف کنند.دشمنانمان تو اون سال حریفان ما نبودند چند
تا از همشهریان مان که اصلا نباید دور و بر فوتبال باشند ولی متاسفانه
پستهای کلیدی دارند به ما ضربه زدند.
میشه اسمشون را بگید تا ورزشدوستان بابل آنها را بشناسند؟
همه اونها را میشناسند در کل باید بگم اگه فوتبال بابل میخواد پیشرفت کنه
باید کابینه فعلی فوتبال کامل عوض بشه،حاجی آدینه پور آدم خوبی است باید تو
این فوتبال بمونه و از تجربه اش تو این چند سال استفاده کنه و با افراد
جدید فوتبال شهر بابل را درست کنه.این خواسته خیلی از مردم شهر است.والا با
این شرایط همه اسپانسرها و فوتبالیها از این شهر میروند و کسی تو بابل
تیمداری و بازی نمیکنه.یه سری از این افراد که خودشان در دوران بازیگری و
داوری مشکل دار بودند سر بازیهای کشوری بعد از بازی ناظر فدراسیون را تحریک
میکردند تا بر علیه تیم گزارش بنویسند پارسال ما تو یک بازی با تحریکات
این آقایان پنج میلیون تومان به کمیته انظباطی جریمه دادیم بعدها همان ناظر
فدراسیون گفت که بعد از بازی چند نفر به من تو هیئت فشار آوردند و من
مجبور شدم گزارش بنویسم در حالی که تو شهرهای دیگه وقتی اتفاقی میفتد تمام
مسئولان سعی میکنند قضایا را جمع کنند اما این شهر برعکس است.
ما
که رفتیم بهترین بازیهای که تو هفت تیر بابل تو سال نود برگزار شد بین
دهات سبزه سر و دهات رستم سرا بود زمین هفت تیر هم که طی دو سالی که ما
بودیم از پس حرف میشنیدیم که تیم پیام بابل تمرین زیاد میکنه چمن خراب شد
چند روز پیش که به زمین هفت تیر رفتم وضیعت زمین آنقدر خراب بود که اگه بز
کوهی آنجا میاوردیم چند متر میدویید پاهاش پیچ میخورد ناخوداگاه به چند نفر
که اونجا وایستاده بودم گفتم الان هم پیام بابل وجود داشت که زمین
اینجوریه.
آقای سقاء رئیس تربیت بدنی باید فکری به حال فوتبال بابل بکنه چون صحبتش هست که از بالا دارند یه کارهای انجام میدهند.
چرا تیم پیام تو بابل نتونست طی دو سال صعود کنه ؟
تیم پیام بابل از لحط فنی خیلی از تیم نیمای چمستان نور فعلی قویتر بود اما
چرا صعود نکرد همان سوالی هست که خیلی از هواداران بابلی تو ذهنشون هست
باید به صراحت بگم یک سری افراد نگذاشتند این تیم بالا بره.
و حرفهای آخر در مورد پیام بابل؟
جا دارد از آقای حمید کاظمی مدیر عامل محترم و بازیکنان خوب تیم و آقای
سقاء ریاست محترم تربیت بدنی بابل و حاج آقا آدینه پور تشکر کنم.و از
هواداران و تماشاگران بابلی هم تشکر میکنم و قول میدم یک روزی به فوتبال
بابل برگردم و چند صعود و قهرمانی به مردم ورزشدوست بابلی هدیه دهم.

نیما چمستان
اول
فصل چند تیم با من صحبت کرده بودند که یکی از اینها تیم چمستان بود رفتیم
نشستیم صحبت کردیم به توافقاتی دست یافتیم برنامه هامون را دادیم وقت کم
بود سریع یه اردویی چند روزه تو لاویج زدیم و روزی سه جلسه بدنسازی
میکردیم.بعد هم تمرینات تاکتیکی و بازیهای تدارکاتی انجام دادیم چشم بهم
زدیم دیدیم بازیها شروع شد.
بازی اول با شهرداری بهشهر
چون
تیم را دیر بستیم چند کارت بازیکنان ما صادر نشد و دست ما خالی بود ولی
برگ برنده ما شناختی بود که من از فوتبال شهرداری بهشهر داشتم و از مربیان
خودشون هم من بهتر اون تیم را میشناختم و از نقاط ضعف آنها بهترین بهره را
بردیم و تو بهشهر این تیم را بردیم.بازی اول هم بود و بازیکنان میخواستند
خودشان را نشان دهند خود من هم میخواستم میخ را محکم بکوبم خدا را شکر
پیروز شدیم.بهشهر یکی از بهترین تیمهایی لیگ سه بود امکانات عالی بازیکنان
خوب که بردن این تیم کار هر کس نیست.
نیم فصل
خوب
نتیجه گرفتیم و به آینده امیدوار بودیم یه سری داخل باشگاه بودند که
میخواستند به تیم ضربه بزنند آنها در تمامی دوران ورزشی خود هم تیم به این
خوبی ندیده بودند و با یک سری از بازیکنان و خود من مشکل داشتند از سوی یک
سری از افراد تحریک میشدند و تلاش زیادی کردند که بنده را اخراج کنند.
اینها واقیعت است شما که نیم فصل اول خوب کار کردید
آنها
آنقدر پیش رفتند که حتی مدیر عامل باشگاه یک روز که رفته بودیم سر تمرین
دیدم مربی جدید آوردند که تیم را تمرین بده و خواستند با من قطع همکاری
کنند.
مربی جدید کی بود
احمد
اسلامی نوشهری اومد سر تمرین حالا به هر دلیلی به توافق نرسیده بود دوباره
به من که دنبال تسویه حساب بودم گفتند که باید تیم را رهبری کنی.من هم با
یکی دو تیم دیگر صحبت کرده بودم که همه چیز بهم خورد.
اون تیمها را نام ببر
نمیشه بگم آنها هنوز هم با من در تماس هستند یکی از تیمهایی استان مازندران و دیگری هم بیرون استان بود.
شما چگونه وقتی باشگاه با شما این برخورد را کرد به کار ادامه دادید
به
خاطر شخصیت خودم و آبرو اعتبار خودم و میخواستم به خیلی ها نشان دهم
محمدقربانیان کیه و نیروی قوی دیگر که به خاطر آنها تنونستم از این تیم جدا
شوم.
چه نیروی بود
بازیکنان
تیم،خوب یک سری به خاطر من به این تیم آمده بودند و بازیکنان آن منطقه هم
اولین بار طی دوران ورزشی شان بود که برای قهرمانی بازی میکردند من تونسته
بودم روح قهرمانی را در درون آنها زنده کنم بازیکنان تیم به خاطر من حاضرند
سرشون را بدهند تا تیم برنده شود.
واقعا این جوره
باور
کنید همیشه وقتی میبریم بهترین پیامهای تبریک از طرف شاگردانم به من میرسه
آنها تشنه بردند و با برد زندگی میکنند سر یه بازی یکی از بازیکنانم سه گل
زد و وقتی تعویض شد به طرف من آمد و به خاطر موقیعتهای که گل نکرد از من
عذرخواهی کرد این برام خیلی جالب بود معمولا تیمهایی دیگر بازیکن اگه در یک
بازی سه گل بزنه اون هفته در تیم حکومت میکنه اما تو تیم ما این خبرها
نیست همه برای تیم بازی میکنند.
از باشگاه به خاطر اون حرکت و تعویض مربی ناراحت نیستی
چرا
شاید تنها دلخوری من از آقای توکلی مدیر باشگاه در طول فصل همین باشه چون
حق من با آن نتایج اخراج نبود اما اتفاقی افتاد که اون قضیه از یادم بره.
چه اتفاقی
بعد
از اون قضیه وقتی چند بازی را پشت هم بردیم یه روز آقای توکلی مدیر باشگاه
ناخداگاه به من گفت سطح فنی تو خیلی بالا هست و نباید اصلا تو لیگ سه
مربیگری کنی و باید الان تو لیگ یک باشی و من را با چند مربی بزرگ ایران
مقایسه کرد اون قضیه باعث شد که خیلی از لحاظ روحی روانی تغییر کنم.
واقعا چایگاه خودت تو بالاترین سطح فکر میکنی الان کجا است
احساس
میکم اگه من متولد قائمشهر یا ساری بودم الان سرمربیگری لیگ یک را به من
میدانند شما به این قضیه فکر کنید من از شهر کوجک و محروم امیرکلا که نگاه
آنچنانی به آن نمیشود به اینجاها رسیدم البته باور کنید من به امیرکلایی
بودنم افتخار میکنم و قصد بی احترامی به مردم خوب شهرم را ندارم تو زمینه
ورزشی صحبت میکنم.
فکر میکردید به پلی اف صعود کنید
صددرصد
اصلا من واسه همین اومده بودم چمستان تا حقانیت خودم را نشان بدهم با
بازیکنان تیم از روز اول عهد بستیم که بریم لیگ دو خدا را شکر تا اینجای
کار موفق بودیم.
پلی اف را چگونه میبینی؟
مطمئن
باشید مدعی اصلی صعود هستیم درسته که امکانات و پول ما از تیمهایی دیگر
کمتر است اما توانایی بازیکنان من از تیمهایی دیگر بیشتر است.
تیم را چقدر بستید و مقایسه با تیمهای دیگر لیگ سه؟
خوب
سقف قراردادهای ما پائین هست بازیکنان ما به خاطر پیشرفت دارند خودشان را
میکشند شما ببینید پارسال تیم نفت محمودآباد با سیصد میلیون تومان پول و
امکانات عالی زمین چمن مناسب و سالن بدنسازی و بهترین هتل و غذا و پوشاک
رفت به لیگ دو، یا دو سال قبل تیم گل نود قائمشهر با دوبیست و پنجاه میلیون
تومان رفت لیگ دو اما اگر رقمی که ما تا به حال هزینه کردیم را به شما
بگوئیم تعجب میکنید.
حول و حوش چقدر هزینه کرده اید؟
تقریبا
به گفته مدیر عامل باشگاه زیر صد و ده میلیون تومان تازه شصت میلیون تومان
از این مبلغ برای خرید تیم است تیمهای گل نود قائمشهر و نفت محمودآباد
امتیاز لیگ سه را از خودشان داشتند.
امسال وضیعت لیگ سه چطور است؟
خوب
همین الان تو گروه ما نفتون تهران منابع مالی وسیعی دارد و مس سونگون هم
که چند برابر ما بودجه دارد و استقلال ساری و شهرداری بهشهر هم که تیمهای
مازنی هستند امکانات و بودجه آنها قابل قیاس با ما نیست این تیمها کادر فنی
شان هر وقت بخواهند پاداش برد می دهند و میتوانند در بهترین شهرهای کشور
اردو بزنند شاید هزینه اردوی کیش و تهران بعضی از تیمها هزینه کل فصل ما
باشد در حالی که تیم ما توان مالی نداشت حتی تو امامزاده عبداله آمل که بغل
دست ما هست اردو بزنیم.
ما حتی در طول فصل نتونستیم بعضی مواقع که احتیاج
داشتیم صبح و بعدظهر تمرین کنیم،چون تمرین تو صبح و بعدظهر هم هزینه ناهار و
هم یک هتل یا خوابگاه میخواد که ما نداریم.
به نطرت چه تیمهایی به لیگ دو صعود میکنند؟
نمیدونم پیش بینی سخته،ولی دوست دارم تیم ما قهرمان بشه و استقلال ساری هم که شش نفر از شاگردان خوب من در سالهای گذشته الان تو این تیم بازی میکنند بیایند لیگ دو،شهرداری بهشهر هم بره پلی اف ببره بیاد لیگ دو،تا هر سه نماینده مازندران لیگ دویی بشن.
بهترین بازیکنی که در دوران مربیگری داشتید؟
شجاع خلیل زاده هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ فنی واقعا نمونه بود.
روزنامه ورزشی تماشا و انتخاب دو بازیکن شما به عنوان پدیده نیم فصل لیگ برتر
آره تو نیم فصل لیگ برتر امسال روزنامه تماشا یازده بازیکن پدیده لیگ را
انتخاب کرد شجاع خلیل زاده از مس کرمان و جعفر بذری از شهرداری تبریز در
اون لیست بودند که هر دو از شاگردان خوبم در شهرداری امیرکلا بودند و از
اون تیم به سطح اول فوتبال مملکت رسیدند وقتی اون مطلب را تو روزنامه دیدم
خیلی خوشحال شدم و سریع با اس ام اس به آنها رای دادم.
یک جمله درباره شاگردان قدیمی ات بگو
شجاع خلیل زاده : مدافع با تعصب و ملی پوش فوتبال ایران
جعفر بذری : بازیکن امیرکلایی شهرداری تبریز و چهارچوب شناس حرفه ای
مهرداد کفشگری : مغز متفکر علی دایی در تیم راه آهن
محمدعزیزی : تیتر یک روزنامه این بود آقای گل لیگ امسال از صنعت نفت آبادان میاید
هادی رکابی : چپ پایی مازنی و رویایی تیم نفت تهران
احمد مهدیزاده : بازیکن دوست داشتنی فرهاد کاظمی در تیم پیکان تهران
بهترین مربی مازنی فوتبال ایران
نادر دست نشان به خاطر اینکه بلد هست چه جوری تیم ببنده و چه جوری تمرین بده تا تیم مدعی قهرمانی بشه.
فوتبال مازندران
امیدوارم با تلاش و پشتکار همه اهالی ورزش فوتبال مازندران به جایگاه واقعی خود برسه،فوتبال
مازندران نياز دارد تا تیمی در ليگ برتر داشته باشد.ولی متاسفانه چندین
سال است که از سطح اول فوتبال کشور دور هستیم . مازندران پتانسل های زیادی
دارد . شما نگاه کنید در تمام تیم های لیگ برتری چقدر بازیکن مازندرانی وجود دارد و این نشان از استعداد بالای ما
در فوتبال دارد.امیدوارم با توجه به زحمت های آقای مهندس بهروان و خلردی میکشند به لیگ برتر برسیم .
عید نوروز
عید نوروز نماد زیبای فرهنگ پایدار و جاویدان ایران زمین است.معمولا من هم
هرسال سعی میکنم در کنار خانواده باشم و به دید و بازدید بستگان و دوستان
میرویم.
بیشترین عیدی که گرفتی؟
همین دیروز بود که موقع تحویل سال پدر عزیزم صد هزار تومان به من عیدی داد.دستش درد نکنه.
نمیخواهی عید را تبریگ بگی؟
چرا،سال
جدید را به تمام هم استانی ها و شمالی های عزیز تبریک می گویم . امیدوارم
سال نود و یک ، سال پربرکت وسرشار از موفقیتی برای همه هم وطنانم باشد .
حرف پایانی
قهرمانی و صعود مقتدرانه تیم نیمای چمستان نور را به همه کسانی که در این
راه ما را کمک کردند تبریک عرض مینماییم و همچنین تشکر ویژه از بازیکنان
خوبم که در این راه سنگ تمام گذاشتند و کادر فنی و مدیر باشگاه و سرپرست و تدارکات.
به وب سایت شخصی محمد قربانیان خوش آمدید.